close
متخصص ارتودنسی
علمای بهشهر،علمای بهشهر نکا و گلوگاه
مکتب بهشهر وبلاگ خبری شهرستان بهشهر لحظه به لحظه تاانتخابات مجلس دهم بهشهر نکا گلوگاه

پندی از تاریخ

سانحه تصادف اعضای شورای شهر

آلودگی مرغ به فلزات سنگین

    چه کسی کمر بسته که نسل ایرانیان را منقرض کند؟!


    چه کسی کمر بسته که نسل ایرانیان را منقرض کند؟!

    پس از برنج های آلوده هندی، لبنیات پالم‌دار و گوشت های آلوده بوفالو، حالا نوبت اعلام آلودگی مرغ ها به فلزات سنگین رسیده است؛ انگار کمر بسته‌ایم که خودمان را منقرض کنیم!

    ادامه خبر

ترازوی مجلس دهم بهشهر، اصولگرایان یا اصلاح طلبان؟



    تحلیل مکتب بهشهر :
    در انتخابات مجلس دهم بهشهر کفه ترازو به کدام سمت سنگینی خواهد کرد؟آیا سبد آرای اصولگرایان غالب خواهد بود؟یا این بار یک کاندید اصلاح طلب وارد بهارستان خواهد شد؟
    [ ادامه مطلب ]

آمار سایت

نویسندگان

آخرین عناوین

حضرت آبت الله سید محمد تقی نصیری

نام دقیق ایشان سید محمد تقی حسینی نصیری می باشد که در برگه های اجازه اجتهاد صادره از سوی مراجع تقلید، با نام " مازندرانی " از ایشان نام برده شده است . این رادمرد در سال 1293 ه.ش در روستای متکازین از توابع شهرستان بهشهر پا به عرصه جهانی نهاد که خود جهاندار آن شد . در اوان کودکی پدر دین دار خویش را از دست داد و در دامان مادر فاضله و مکرمه خویش قرار گرفت و مادر ، نام همسرش را بر فرزند یتیم خود نهاد . مادر فاضل ، اهل تقوا و پرهیزگار ، فرزند خویش را آموخت که هرگز از آموختن باز نایستد و او بود که ره هجرت برای تحصیل علوم دینی به مشهد مقدس در کنارجد بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را برگشود و توشه این راه را دعای مادرانه ی خویش قرارداد .

 

استاد ادیب نیشابوری( یکی از بزرگترین اساتید در ادبیات عرب ) نقش عمده ای در بارور نمودن ذهن خلاق او و آماده سازی پایه ای او داشت که همواره آیت الله نصیری نام او را به بزرگی می برد، در همین دوره اولین هجرت او بود.

پس از مدت زمانی فشار نظام طاغوت و ضد دین پهلوی که در آن زمان به اوج خویش رسیده بود ترتیب بازگشت ایشان را در آن زمان که جوان پرشور و ذوقی بود فراهم نمود، در این جا بود که هرگاه آیت الله نصیری از این برهه از زندگی خویش یاد می نمود با سلام وصلوات برای روح بلند و ملکوتی آیت الله العظمی کوهستانی آرزوی علو درجات الهی را می نمود .

آری آیت الله العظمی کوهستانی با محبت و نوازش های پدرانه خویش بی تردید بزرگترین و اصلی ترین نقش را در ارتقاء و کمال علمی مرحوم آیت الله نصیری که از نعمت پدر به دور بود را ایفا  نمود . علاقه وافر آن مرحوم که در آن زمان به نور چشمان آیت الله کوهستانی معروف شده بود او را به ردیف شاگردان ممتاز این عارف و والامقام سپرد و آن گاه برای تکمیل دروس فقه و اصول عزم سفر به دیار عراق وحوزه پررونق نجف اشرف نمود و درحلقه درسی آیات عظام مرحوم میرزا حسن یزدی ، آیت الله خویی و آیت الله میرزا هاشم آملی  قرار گرفت و پس از تکمیل آخرین حلقه های علمی و درسی که با حفظ کل قرآن مجید به همراه بود و با اخذ اجازه اجتهاد به موطن اسلامی خود بازگشت .

بازگشت او به ایران موجی از شعف و سرور وشادی در بین مؤمنین و علی الخصوص مراد و استاد یگانه او حضرت آیت الله کوهستانی ایجاد نمود. در همین زمان حضرت آیت الله کوهستانی به اصرار و دعوت علما و اهالی منطقه شریف نوکنده به شاگرد ممتاز خود پیشنهاد هجرت به دیار دار المؤمنین ( نوکنده) را داد و سپس مرحله دیگری از زندگی ایشان آغاز گردید .

آیت الله نصیری با کوله باری از عزم واراده به میان مردم نوکنده رفت و رسالت خطیر تبلیغ و رتق و فتق امور را به عهده گرفت و در این ره مشکلات و معضلات را به جان خرید. شاهدان آن زمان از استقبال بی نظیر مردم در ورود وی که آن زمان مردی ۴۰ ساله بود را به نیکی یاد می کنند و آن خاطرات را به مثنوی ذهن سپرده اند و همانا ۴۰ سال بعد بسا با شکوه تر و عظیم تر مراسم تفقد و وداع با او را به میان آورند.

آیت الله نصیری قبل از سفر به نجف به درخواست مادرش سنت نکاه حضرت رسول را به اجرا در آورد و دو پسر و یک دختر حاصل این ازدواج می باشد .

کسانی که از قرابت با حوزویان برخوردار باشند می دانند که حوزویان خود علاقه مند بسط و گسترش حوزه های علمیه اند و در همین میان ایشان نیز در اولین قدم پس از ورود به شهر نوکنده بنیان حوزه علمیه را از نو نهاد وپس از آن که رونق و چراغ حوزه کوهستان با ارتحال آیت الله کوهستانی(ره) رو به خاموشی نهاد حوزه علمیه نوکنده، هم چون چراغی بر تارک سبز و درخشان مازندران درخشید و رونق حوزه های علمیه در منطقه باز یافته شد و از میان آن ها اندیشمندان پا به عرصه اجتماع نهادند که خود جزء طلایه دار انقلاب مبارک اسلامی در عرصه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قضایی در حوزه ها و دانشگاه ها شدند.

پس از آن گام دوم آن مرحوم رسیدگی به مناطق محروم و حل و فصل مشکلات بهداشتی، تغذیه، عمران، قضایی و علمی.. بود که باید لوله کشی آب بهداشتی وایجاد مدارس و تأسیس سرویس بهداشتی و ایجاد مساجد و حوزه های درسی از جمله باقیات الصالحات آن پیر سترگ را یاد نمود .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی تصمیم خود را بر همه ی تردید های آن زمان غلبه داد و  به کسوت قضا و داوری نشست. آن بزرگوار با اجتهاد خویش و تطابق با واقعیت های زمان و مکان ، دریافت سیاست و دیانت ، دو جزء لا ینفک نظام تازه بنیان جمهوری اسلامی،  به امثالی چون او نیازمند است و حضور او چنان مثمر ثمر بود که نقطه ثقل و استوار سیستم قضا  در منطقه بود و البته پس از گذشت چندین سال و استحکام دستگاه قضا  که مصادف با بیماری صعب العلاج ایشان شده بود، موجبات استعفاء را به علت بیماری فراهم نمود. درخواست و التماس مسئولین قضایی برای عدم قبول استعفاء با برگه پزشک معالج که او را از کارهای سخت و پر فشار بر حذر می داشت بی اثر ماند و با نظام قضایی به طور رسمی خداحافظی نمود . پر تیراژ ترین روزنامه کشور از زبان خبرنگار خویش این موضوع را منتشر ساخت و عواقب خروج ایشان را بر شمرد ؛ هر چند او به اصرار دوستان همچنان نقش مشورتی و تئوری خود را درفقه قضایی و حکومتی تا حتی زمان وفات انجام داد ولی دادگستری به طور رسمی از وجود ایشان بی بهره ماند .

آن مرحوم با ایجاد برانگیختگی ذهنی و همکاری و تعاون توده مردم در مدت نزدیک به پنج  دهه فعالیت اجتماعی انجام داد که حتی مقرون به امور عمرانی و بهداشتی نیز بوده است. بدیهی است این مشغله کثیر هر روزنه ای را برای تحقیق وتألیف می بندد ، با این حال از آن مرحوم نوشته های پراکنده ای موجود است که نیازمند یک اراده جدی و پشتکار عظیم  و وجود معرفت فقهی برای جمع آوری و تنظیم آن است تا در مجموعه ای  گرد آید و تقدیم مشتاقان علم وادب و فقه و اصول گردد .

اما اگر سخن از باقیات الصالحات باشد که دامنه کارهای عمرانی و بهداشتی و شاگردان برجسته آن بزرگوار که به مرزهای جاودانگی ره دارد و جزءباقیات الصالات آن مرحوم محسوب می شود و یادگار زحمات آن رادمرد خستگی ناپذیر است .

زمانی از صدا و سیما برای پخش ویژه برنامه ای پیرامون زندگی آن مرحوم در قسمت آثار ایشان از یکی از بزرگان طلب معاضدت نمودند و آن بزرگ و پیشکسوت تهیه کننده برنامه تلویزیونی را به مکان های دورافتاده و مستضعف فرا خواند و از آن ها خواست زاویه دور بین را با اماکن و امورات و سرویس های ایجاد شده توسط آن بزرگوار آشنا سازند .

هرگز به خودم اجازه نمی دهم صدای مطنطن ایشان در مورد دفاع مقدس در جغرافیای ذهنم به فراموشی سپرده شود .

او که خود را خاکسار بسیجیان سلحشور می دانست و تا به آن جا که به انصار المجاهدین ( گروه خود جوش مردمی که به کمک مادی و معنوی خانواده رزمندگان می پرداخت ) پیوست و آنان را مورد حمایت و تفقد خود قرار داد . او بالا خره شور و عشق شهادت را با حضور در جبهه های جنگ به ملاقات گرفت و بیشترین نقش را در منطقه در تهییج مردم و انگیزش غیرت دینی به عهده گرفت . بسیج شهر نوکنده نیز امروز به قدردانی از زحمات آن عزیز سفر کرده نام ایشان را بر پایگاه مقاومت خود نهاد .

د رمسجد جامع نوکنده پارچه ای آزین بخش محراب نماز بود ، با این محتوا که از قول آیت الله نصیری نقل شده : " ما اسلام را از امام خمینی داریم" .

آری آیت الله فقید به اقتدا مردی از جنس نور، امام خمینی ، نماز احرام بست و در این راه دو تن از نوه های رشیدش به نام علی و سید عابدین به درگه ابراهیم زمان خمینی کبیر فرستاد و خونشان مزین بخش بوستان انقلاب اسلامی شد .

 و سرانجام علی رغم همه ی راز و نیازها والتماس ها و تضرعات ما به شبستان عرض نیاز روح بلند مرحوم آیت الله نصیری به ملکوت اعلا پیوست .( چهارشنبه 31 فروردین 1373 )

 

maghbare-nasiri.jpg

 

 

مقبره ی ایشان در کنار دو نوه ی شهیدش در مزار بهشت فاطمه شهرستان بهشهر در روز جمعه 2 اردیبهشت 1373 به خاک سپرده شد .

با هم یک بند از وصیت نامه ایشان را می خوانیم :

فرزندانم تقوا را پیشه خود سازید ، البته می دانید در حلال خدا حساب و در حرام خدا عقاب و شبهات عتاب است .... دستم را به دامن ائمه هداة مهدیین مخصوصاً عزیز زهرا (س) حضرت سیدالشهدا که قلبم از مصیباتش می سوزد و اشک از چشمانم جاری می شود دراز می نمایم تا با اذن از خدا شفاعتم نمایند ....

 

منابع :

1 . کتاب فیض هستی ؛ تألیف آقای اسدالله ربانی  ؛ با مقدمه آیت الله حسن زاده آملی

2 . مجموعه انتشاراتی نام آوران شهر ما ( اردیبهشت 74 )انتشارات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

تعداد بازدید 29

"متاسفانه بیشتر از این نتوانستم مطلبی در مورد این دو بزرگوار که از اساتید آیت الله کوهستانی هستند پیدا کنم"

۱. آیت الله خضر اشرفی:
حاج آقا خضر فرزند عالم ربانی آیت الله شیخ اسماعیل اشرفی ( متوفی 1308ق) مشهور به شریعتمدار از اعاظم علمای بهشهر بود که پس از پدرش ریاست حوزه علمیه بهشهر و امور دینی به او منتقل شد و در حدود 1336 قمری درگذشت.

۲. آیت الله حاج سید محسن نبوی اشرفی:

 سال ها از محضر استادانی چون آیت الله سید محمد کاظم یزدی صاحب « عروه الوثقی» و آیت الله ملا محمد کاظم خراسانی صاحب «کفایه الاصول» و دیگر اساتید بهره مند شد و خود در شمار چهره های فاضل و برجسته حوزه نجف درآمد.

تعداد بازدید 31

 آيه الله  ملا محمداشرفي(ره)

آیت الله ملا محمد اشرفی

تولد

مکارم اخلاق

مقامات معنوی

کرامات

تألیفات

فرزندان

تولد

از مفاخر عالم و از فقهاي  نامدار جهان اسلام ، عالم ربانّي ، مجتهد سبحاني ، عارف واصل حضرت آيه الله العظمي ملا محمد اشرفي معروف  به ((مقدس اشرفي)) و ((حاجي اشرفي)) است.  وي درسال 1219 قمري  در نيمه شعبان و در شهر اشرف (بهشهر) ديده به جهان گشود.(1)

پدرش ملا محمد مهدي (ره) ازعلماي بزرگ آن سامان و از وارستگان  روزگار بوده است. محمد که در دامان عالمي فرهيخته و خانواده اي روحاني پرورش يافته  بود ، از همان دوران طفوليت  عشق  به خاندان  عصمت و طهارت و فراگيري معارف قرآن با روح و جانش عجين گرديد. بدين لحاظ گام در راه تحصيل علوم شريعت مقدس نبوي (ص) نهاد و ازمحضر اساتيد آن سامان مرحوم شيخ صفرعلي اشرفي (شارح دعاي کميل) و شيخ عبدالله اشرفي (2) علوم مقدماتي و ادبيات و پاره اي ازسطوح عالي را فراگرفت.

  ازآنجايي که در آن دوران مرکزيت حوزه علميه مازندران ، دربابل قرارداشت، ملا محمدراه بابل را پيش گرفت و در محفل علمي فرزانه دوران و فقيه برجسته  مرحوم سعيدالعلماي مازندراني (متوفي 1270 قمري) زانوي ادب بر زمين زد و روح تشنه و متلاطم خود را از آن درياي  بيکران علم و معرفت ، سيراب ساخت.(3)

  مدتي پس از بهره مندي از محضرمرحوم سعيد العلماء(ره) جهت نيل به مقامات عالي درعلم  واستفاده از انفاس قدسي عرفا و وارستگان عتبات عاليات، راه عراق را درپيش گرفت و وارد سامراء گشت  و مدتي از محضر مجتهد فرزانه حضرت آيه الله العظمي سيد محمد حسن شيرازي (ره) بهره مند شد. (4) 

  آنگاه در مجاورت حرم مقدّس اميرالمومنين(ع) در مجلس درس خاتم الفقهاءشيخ مرتضي انصاري (ره) حاضرگشته و از نفس قدسی آن نابغه دهر مستفيض گشت و خود به عنوان يکي از چهره هاي برجسته درعلم حديث ، حکمت ، تفسير، کلام ، فقه واصول درحوزه علميه نجف شناخته شد. (5) 

معظم له پس ازکسب فيض از محضرشيخ  انصاري و ديگر اساتيد حوزه علميه نجف ، در21سالگي به مقام رفيع  اجتهاد  نائل آمد و معروف است که از سوي حجت الاسلام علي الاطلاق آيه الله سيدمحمدباقرشفتي (ره) ملّقب به ((حجت الاسلام اشرفي)) گرديد.

 آنگاه  راهي  مازندران شد و در بابل رحل اقامت افکند و به تربيت نفوس مستعدّه کمرهمت بست.

  وي در اندک مدتي، زبانزد خاص و عام گشته و از شهرت  بالايي برخوردار شد و به مقام عظماي مرجعيت رسيد و شيعيان زيادي در سراسرايران قلاده تقليد از وي را به گردن نهاده و مقلّد ايشان گشتند (6)، حتي افرادي چون حاج آقا حسين فاطمي (ره) که خود اهل معرفت بودند، تا آخرعمراز ايشان  تقليد مي کردند. (7)

  چرا که وي مجتهدي کامل و عامل، زاهدي بارع  و عارفي واصل بود و در فقه و اصول و حديث و تفسيرمهارت فراواني داشت وآنچه که بيش ازهمه باعث عشق و علاقه خاص و عام به ايشان و نفوذشان درقلوب گرديد، همان مقام بلند معنوي و خلوص و صداقت دريک کلمه اتصال ايشان به اقيانوس بيکران توحيدي و عرفان  بوده است.

  ملا محمداشرفي (ره) و مقامات بلند عرفاني وي برکسي ازاهل علم پوشيده نيست و بالاتر از آن است که هرقلمي غيراز قلم نارساي نگارنده اين متن بتواند آن راتوصيف کند، هم او که شهره آفاق است  و همه  تراجم نگاران از او به شايستگي تجليل کرده اند و ما در اينجا رشته کلام را به دست اهل قلم مي سپاريم و عمق شخصيت آن راد مرد ميدان  معرفت را در کلام آنان جستجو مي کنيم:

  حضرت آيه الله العظمي ملا حبيب شريف کاشاني (قده) در کتاب شريف ((لباب الالقاب)) چنين مي فرمايند:

((حاج ملا محمد اشرفي عالمي فاضل و عابدي مرتاض بود که  مثل او در اين زمانها ديده نشد و فقيه کاملي  بود که در دوران، دومي نداشت .او اعلم علماي زمانش و اشرف و عابدترين و زاهدترين آنان بود که  به ((حجت الاسلام)) نيزملقّب گشت. وي بين خاص و عام معروف و مراتب فضل و عبادت و زهد وگريه ها و کراماتش بين مردم معروف و مشهوراست. عمرشريف ايشان از صد تجاوز کرد و از منافع و ثروتهاي دنيا  چيزي  نيندوخت  و از عباداتش چيزي کم نشد و يکي از تاليفاتش کتاب ((الاجوبه عن الاسئله)) مي باشد)). (8)

  علامه بزرگ شيخ آقا بزرگ تهراني درباره اش مي نويسد:

  ((علامه جليل القدر، شيخ الفقهاءوالمجتهدين، رکن ملت و ستون دين، حاج ملا محمد فرزند محمد مهدي مازندراني که زعامت عامه و مرجعيت تامّه به او منتهي گرديد...)) (9)

  مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره) در فوايد الرضويه او را چنين توصيف مي فرمايند:

  ((وي از محاسن عصر و افتخارات روزگار، عالمي رباني ، فقيهي بي نظير، يکي از علماي اسلام  و علماي اعلام که بين علم به خدا و عمل به احکام الهي جمع کرد و انوار ملکوت بر او تابيده است و  بر کرسي استقامت  نشست  و کراماتي از او  ظاهر گشت و الهامات الهي به  وي  عطا گرديد. بين فقهاي معاصرش  يگانه بود،  بعضي از تاليفاتش راديدم و فهميدم که خداوند نور فقاهت را برقلبش تاباند، او مرجعيت تامّه درمازندران داشت و مقامات معنوي او بعد ازمرگش، بر مردم آن سامان  روشن گشت...)) (10)

  همچنين صاحب ريحانه الادب دروصفش چنين مي گويد:

  ((حاج ملا محمد بن محمد مهدي مازندراني بارفروشي  مشهور به حاجي اشرفي، عالم فاضل، مجتهد کامل، با ورع و تقوا، ازمفاخر مذهب جعفري، جامع اصول شريعت ومراسم طريقت بوده است، کرامات بسياري به اومنسوب و...)) (11)

  صاحب اعيان الشيعه نيز از او چنين ياد مي کند:

  ((...وي از مشاهير مراجع تقليد بوده است...)) (12)

درکتاب شريف ((مکارم الآثار)) اوصاف او را چنين مي خوانيم:

  ((حاج ملا محمد فرزند مرحوم ملا محمد مهدي (معروف به مقدّس اشرفي) وخود از اعاظم  علماي عظام و فقهاي فخام و اوليا و ابدال و صلحاي ابرار و زهّاد زمان  و عبّاد اوان  بود...)) (13)

  صاحب قصص العلما نيز از وي به شايستگي نام برده و مي نويسد:

  ((حاجي ملا محمد بن محمد مهدي اشرفي ساکن  بار فروش عالم بي نظير و فقيه بلا بديل و ازمشاهير علماي ابرار و اتقياي اخيار و او را با من موادّه و محبت بي اندازه است و صاحب کرا مات است)) (14)

  و بالاخره صاحب احسن الوديعه او را چنين مي ستايد:

  ((عالم جليل وفاضلب نبيل، مجاهد درمذهب جعفري وپرتلاش درترويج دين، مولا نا حاج محمدبن محمد مهدي بارفروشي، مشهور به حاجي اشرفي، که عالمي فاضل و مجتهدي کامل و با ورع ومتقي، زاهدي پاک سرشت وصاحب کرامات ومقامات، زبانزد دوران، ماهردر روايت و درايت وراهنماي مردم  به طريق هدايت است...)) (15)

  مقدس اشرفي(ره)، به عنوان عالم برجسته بابل، درمسجدجامع به اقامه جماعت مي پرداختند و پس از مرحوم سعيد العلما (ره)مسئوليت خطير ارشاد و رهبري فکري مردم و رتق و فتق اموراجتماعي و حلّ و فصل امور را بردوش کشيدند. عظمت و نفوذ وي را کسي ازعلماي بابل به دست نياورد، گويند: موقع رفتن  وقتي سوار براسب مي شد، مدّاحان از پيش انشاي قصايد نموده و مردم دور مرکب وي را گرفته و با صلوات و تحيّات به طرف مسجد مي بردند و ازدحام  عجيبي در نمازجماعت مي شد، معظم له دربيان و موعظه و ارشاد مردم  بي نظير و مجلس موعظه اش پرشکوه و مملو از جمعيّت مشتاق و اهل معرفت بود.

  در مأثرآثارگويد:((ازفحول و روساي عصر، بيان منبراو را کسي ندارد...))غالبا حکام  منطقه نيز از او حساب برده و فرمانش را به گردن مي نهادند.

  ناصرالدين شاه درسفراول به مازندران به سال 1283وهمچنين در مسافرت دوم  ظاهرا در روز بيست و يک رمضان سال 1292.ق. محضرايشان رسيده و وي را زيارت نمودند (16)

  وشخصا از وي عکس گرفتند، دربالاي عکس اين شعر را مي خوانيم:

  خلق مي بينند در تصويرتو يکشبر جاي 

  غافلند از يک جهان  معني که در تصوير توست

  شهرت دارد که اين بيت از خود ناصرالدين شاه است وآنرافي البداهه براي همين عکس سروده است.

  مکارم اخلاق

  معظم له نيز در حسن سلوک و معاشرت با مردم و وصفا و صميميت با همگان معروف بود و دررفع نياز فقرا ومساکين وحل مشکلات فردي و اجتماعي ازهيچ کوششي دريغ نمي نمود و همين امور باعث ارادت همگان  به ايشان گرديد و اعتقادمردم به مقام بلند معنوي وي  باعث گرديد تا خانه اش، کعبه آمال مشتاقان گردد.

  ازحضرت آيه الله العظمي شيخ عبدالله مازندراني(ره)که خودازشاگردان آن بزرگواربودند، نقل شد که فرمود:

  ((منزل حاجي ، پناه محرومان ومظلومان بوده و مردم براي حوايج مختلف خود به ايشان مراجعه مي کردند و براي شفاي بيماران، از او تبّرک مي جستند جهت رفع ظلم  به او عرض حال مي کردند)).

  آن بزرگمرد که خود اسوه تقوا و فضيلت و عدالت بودند، ازکارها و عملکرد حکام شهر غافل نبودند و فساد و بي عدالتي و ظلم آنها را متذّکر وآنها را ازظلم وستم به مردم برحذر مي داشتند.

  با آنکه ازثروت مادي تا اندازه اي برخوردار بودند، ولي زندگي شخصي ايشان ساده و بي آلايش وبدوراز تجملات و مظاهرمادي بوده است و زهد و قناعت در زندگي او موج مي زد. بلکه بايدگفت او خود مجسمه زهد و مناعت طبع و پيکره اي ازعزت نفس بوده است. وهمين زهد و سادگي درافزايش محبوبيت عمومي وي نقش زيادي داشته است.

  حاجي اشرفي (ره)ضمن اقامه جماعت وتبليغ عامه مردم و رسيدگي به امور اجتماعي ، به تربيت وپرورش شاگرد نيزاقدام فرموده ومحفل علمي باشکوهي را داير نمودند و از اين راه شاگردان فراواني را تحت پوشش گرفتند.

  حوزه درسي ايشان در بابل که مهمترين مرکز مرکز علمي استان درآنروز بشمارمي رفت، جذابيت خاصي داشت که دانش پژوهان و تشنگان بي شمار معرفت را از نقاط مختلف استان به سوي خود مي کشاند.درسهاي اخلاقش واقعا سازنده وتکان دهنده بود، آري، نفس گرم و مسيحايي حاجي، روح تازه اي به انسان  مي بخشيد و مقاصد بلند معرفت را مي نماياند، نه تنها اصول و مباني فقه و اجتهاد، که مباني و اصول  سير وسلوک و معرفت را مي آموخت و در يک کلمه حوزه او آميخته اي بود ازعلم و معرفت، بطوري که شاگردان و دست پروردگان حاجي، درصلاح وفضل ومعرفت، خود شهره آفاق  بودند.

  شاگردان حاجي در فقه و اصول، تا نيل به مقام بلند اجتهاد از محضرش استفاده مي کردند و بعضي ازآنها ، به اخذ اجازه اجتهاد ازمحضر استاد مفتخر مي گشتند، سپس يا براي تکميل مباني اجتهادي عازم عتبات مقدسه  مي شدند، يا به ديارخود برگشته و به تبليغ و ترويج  مذهب جعفري مي پرداختند و البته تعداد ديگري ازشاگردان نيز بعد از مدتي بهره مندي ازمحضر آن بزرگوار در سطوح عالي عازم عتبات عاليات گشته و از محضر اساتيد نجف و کربلا به دريافت اجازه اجتهاد مفتخر مي گشتند.از ميان شاگردان آن فقيه فرزانه،  مي توان به اعاظم و بزرگان زير اشاره کرد:

1-  حضرت آيه الله شيخ عبدالله مازندراني(ره) (1256-1330.ق.) يکي از رهبران مشروطيت و از همراهان مرحوم آخوند خراساني(ره) درنهضت مشروطيت.

2-  حضرت آيه الله شيخ علي اصغر مجتهد اميرکلايي مازندراني(ره)

3-  حضرت آيه الله شيخ ولي الله مدرس بابلي(ره)

4-  حضرت آيه الله ابولقاسم هلي دشتي(ره)

5-  حضرت آيه الله سيداسماعيل عمادي(ره)

6-   حضرت آيه الله سيدحسن بهشتي (ره)متوفي1345.

7-  عالم فاضل ملا رجبعلي سوادکوهي آلا شتي ازعلماي سوادکوه مازندران. (17)

8-  آخوندملا عبد الباقي سوادکوهي آلاشتي(ره)ازعلماي سوادکوه مازندران(ره). (18)

يقينا شاگردان آن آيت زهدو علم وفقاهت دراين بزرگواران خلاصه نمي شود و تشنگان فراواني ازچشمه زلال معارف وي سيراب گشتند.

  مقامات معنوي

  ازمهمترين ويژگيهايي که مرحوم مقدس اشرفي(ره)رادر بين اقران و معاصرين ممتازساخته و باعث گرديد  تا مورد توجه خاص و عام  قرار گيرد، مقامات بلند  معنوي و عرفاني برخورداري ازانفاس قدسي و ملکوتي است.

  او به تمام معني ،عارفي واصل و در ميدان عشق و محبت وسير وسلوک ، گوي سبقت را ازهمگا ن ربوده بود و در زمينه صيانت نفس وخودسازي به مرتبه اي رسيد که از مصاديق کامل ((فاما من کان من الفقها صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا لهواه، مطيعا لامر مولاه))بود.

  روح عبوديت و بندگي دراو موج مي زد و به حداعلا پرورش يافته بود، او نه تنها عابد، بلکه اسو ه عبوديت وتعبّد و الگوي متعبّدان بود، غواص تنومند و ماهري بود که دراقيانوس عظيم معرفت غواصي کرده و دانه هاي  ذي قيمت معرفت وعشق و معنويت را صيد نموده  بود.

  نيمه هاي شب، عليرغم همه خستگي روزانه ازرختخواب جدا گشته و با محبوب خود به نجوا و مناجات و راز و نيازمي پرداخت.گريه هاي شبانه وي ازترس مقام ربوبي به حدي بود که  که دربعض تراجم او را از((بکّايين))و زياد گريه کنندگان خوف الهي،شمردند، (19)چنانچه در((قصص العلما))که خود از علما و معاصرين مرحوم مقدس اشرفي(ره)بودند، درباره اش مي نويسند:

  ((روش او اين است که از نيمه شب تا صبح مشغول به عبادت وتضرع و زاري و بي قراري و مناجات با  حضرت باري وگريه ازخوف حضرت قهّاري بوده وآنقدر برسروسينه مي زند که  چون صبح مي شود مانند شخص فاقه(مريض) در نهايت نقاهت بنحوي مي شود که هرکه او راببيند، پنداردکه تازه ازمرض (وبستر بيماري)برخاسته است...)) (20)

  دقيقا همان روح تعبّد و عبوديت،صفاي باطن ، خلوص وصداقت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت(ع) و راز و نيازهاي شبانه و ارتباط دايمي با منبع پرفيض ازلي، باعث صدور کرامات و خوارق عادات  ازآن يگانه دوران گشته بود.همان طورکه درقصص العلما چنين آمده است((... صاحب کرامات است...ازکثرت زهد و عبادت و تضرع  و زاري به اين مرتبه رسيد...)) (21)

  آري چنانچه در اکثرکتابهاي تراجم آمده است، معظم له به صدور کرامات و عنايات ويژه الهي شهرت  داشته است و صد البته ازشخصي چون وي که مقام و زهد و پارسايي و پرهيزگاري او علاوه برمراتب عاليه علمي اش زبانزد خاص و عام بوده ، هيچ گونه جاي استبعادي ندارد، بلکه صدورخوارق عادت و ظهورکرامت ازچنين اشخاصي سزاست و همانطوري که در((ريحانه الادب)) و((فوايدالرضويه))آمده است((کرامات بسياري  به او منسوب ))مي باشد و ما جهت تيمّن وتبرّک به چند مورد ازکرامات آن بزرگواراشاره مي کنيم:

  کرامات

  معروف است  آن بزرگوار در سفري که براي فريضه حج داشتند، درسعي بين صفا و مروه به محضر مقدس امام زمان(عج) شرفياب گرديد ، بطوري که حضرت (عج) دست برشانه وي گذاشتند و فرمودند: ((شکرالله سعيک)).

  همچنين در((گنجينه دانشمندان))آمده است:

  ((يکي ازکرامات باهرات آن مرحوم، که درکتاب((التقوي))نگاشته ام وحاج آقا حسين فاطمي که تا آخر هم باقي برتقليد آن بزگوار بوده درکتابش((دررالاخيار)) نقل نموده، اين است:

  ((شخص موثقي گويد: دربابل خدمت حاجي رسيده و وي را بالاترازآنچه شنيده بودم، يافتم. چندي ازمحضرش استفاده کرده و از آنجا عازم مشهد مقدس شدم، خدمتش معروض داشتم که امري باشد، بفرماييد درمشهد مقدس انجام دهم، فرمودند:

  ((نامه اي مي نويسم به خدمت حضرت رضا(ع)بده و جواب آن را بياور)).

  پس عريضه اي بمن دادند، به مشهد مقدس مشرف شدم و وارد حرم مطهرشده، عريضه را در ضريح  انداختم و مدتي که ميخواستم بمانم، ماندم.

  چون عازم مراجعت شدم، شب آخربراي زيارت وداع مشرف شدم، هنگامي که مشغول دعا و زيارت بودم، ديدم حرم خلوت شد و بزرگواري ازضريح مطهر بيرون آمد و نزد من آمد وفرمود: ((سلام  مرا به حاجي اشرفي برسان وبگو:

  ((آيينه شو جمال پري طلعتان طلب  جاروب کن تو خانه سپس مهمان طلب))

  آنگاه به سمت ضريح مطهر برگشت و از نظرم غايب شد، دانستم جواب حجه الاسلام اشرفي را داده اند.

  سپس به بابل آمده و در منزل مرحوم حاجي آمدم تا جواب شفاهي حضرت علي(ع) را بدهم پيش ازآنکه حرفي بزنم، ديدم حاجي با حال عجيبي مي گويد: ((آقاي من ، به من سلام رساند وفرمود:

  ((آيينه شو جمال پري طلعتان طلب  جاروب کن تو خانه سپس مهمان طلب))

  کرامت ديگر

  همچنين صاحب قصص العلما(ره) مي فرمايد:

  ((درسالي که براي زيارت حضرت رضا(ع)، عازم مشهد مقدس بودم، به خانه او(حاجي اشرفي) بعنوان  بازديد رفتم، جناب حاجي اشرفي(ره) حکايت کردند که:

  زماني حاکم بابل ظلم وتعدّي بسيار مي کرد، يکروز بعدازنمازظهردست به درگاه خدا بلند کردم که: بارالها؛اگرمن درشريعت تو خدمتي کرده ام ومرا نزد تو احترامي هست، پس من اين حاکم را عزل کرده ام، پس چندروزي گذشت که خبرعزل حاکم رسيد و او معزول شد)). (22)

  کرامت ديگر

  چنانچه درهمان کتاب، کرامتي ديگراز ديدار((رجال الغيب واوتاد))را مورد اشاره قرارداده اند که با تغيير اندکي در اينجا مي آوريم:

  ((در مسافرت به خراسان، دربارفروش حاجي اشرفي(ره) به ديدن مولف کتاب (شيخ ميرزامحمد تنکابني صاحب قصص العلما)آمد، بعد از طي مراسم تحيّات متعارفه ازمن سئوال کرد که شما قبل  از اين  به زيارت خراسان و يا بارفروش آمده ايد؟

  گفتم: نه و اين دفعه، دفعه اول است.

  گفت: ازاين سئوال مقصودي داشتم وآن اينستکه: من به زيارت عتبات عاليات مشرّف شدم و درنجف اشرف شخصي مرتاض بود که گفته مي شد از ارباب  باطن است)).

  پس من با او در مقام دوستي و مراوده برآمدم، تا اينکه با يکديگربه سفرسامره مشرف شديم و با هم، هم کجاوه شديم و در بين راه با هم صحبت مي کرديم، وقتي ازاو سئوال کردم که((رجال الغيب))که به  اوتاد و اقطاب))تعبير مي شوند، آيا وجود دارند يا خير؟گفت : بله.

  گفتم : ايشان را مي توان ديد يا نه؟ گفت: بلي، گاهي مريي مي شوند.

  گفتم: هيچ مي داني که من در اين مدت، يکي از ايشان را ديده ام يا نه؟

  گفت: بلي، يکدفعه ديده بودي، گفتم: درچه زماني و در چه مکاني بود؟

  گفت: وقتي در بارفروش درخانه ات بودي ، ناگاه درخانه کوبيده شد و خود بيرون آمدي، کسي  به  اين  شکل ديدي که اسبي هم داشت و پياده شده بود.

  قامت وصورت و محاسن او نيز چنين بوده است.پس از سلام و احوال پرسي و تعارفات رسمي، آن  شخص  از تو سئوال کرد که مشرب و روش تو درعمل به اخبار صادره ازائمه اطهار(ع) به چه شکل است؟

  تو درجواب طريقه خاصي که داشتي، اجمالا براي آن مردبيان کردي.وآن شخص گفت که اين طريقه  و شيوه بد نيست. سپس براسب خودسوار شد و رفت. اويکي از ابدال  (واوتاد) بود.

  حاجي اشرفي گفت: پس ازگفتارآن مرتاض، داستان مورد اشاره و شکل و شمايل آن شخص و زمان و مکان وکيفيت سئوال و جواب به خاطرم آمد.

  آنگاه مرحوم مقدس اشرفي به مرحوم ميرزا محمدتنکابني فرمود: من شما راسابقا نديده بودم، اکنون  که ديدم ،شمايل و صورت و قامت ومحاسن شما، مانند آن شخص بود، لهذا سئوال کردم که شما سابقا به اين شهرآمده ايد يا نه و خواستم شبهه ام برطرف شده باشد)) (22)

 تاليفات

  مرحوم مقدس اشرفي ضمن ارشاد و هدايت مردم، تاليفاتي نيز ازخود به يادگار نهادندکه از جمله  آنها کتابهاي ذيل است:

1-  اسرارالشهاده: بزبان فارسي و درسال 1312 درتهران به چاپ رسيد(23) و در کتابخانه آيه الله العظمي مرعشي نجفي(ره)در قم نيز موجود مي باشد.

2-  شعايرالاسلام في مسايل الحلال والحرام، کتابي قيّم وداراي فروع زيادي درابواب مختلف فقهي  است  که براي عمل  مقلدين، تدوين شده است.

3-  رساله اي فارسي که با حواشي آيه الله العظمي شيخ عبدالله مازندراني(ره) منتشر شده است. (24)

4-  المزار (25)

5-  تفسيرسوره قدر(26)

6-  الاجوبه عن الاسئله (درلباب الا لقاب به آن اشاره گرديد).

 آفتاب عمرملا محمد اشرفي پس ازحدود يک قرن زندگي پر افتخار و سرشار از پاکي و صداقت و خدمت  به عالم اسلام، افول کرد و.درسن 95سالگي و در شب دوشنبه ابتداي ماه مبارک رمضان سال 1315قمري  دارفاني را وداع گفته و به ديار ابدي و ملاقات محبوب شتافت.(27)

  باارتحال وي، استان مازندران يکپارچه در ماتم فرو رفت و مردم شريف بابل و اطراف، با تشکيل دستجات عزاداري وسوگواري از ايشان تجليل کرده و پس از يک تشييع جنازه با شکوه، پيکر مطهرش را درکنار مسجد جامع بابل بخاک سپردند.

  مرقد مطهرش، امروزه مطاف عاشقان وسوخته دلان است وهم اينک نيز اتاقکهاي قديمي اطراف  آن را تخريب نموده ودرحال ترميم آن مي باشند، اميد است به شکل آبرومندانه اي بازسازي گردد.

فرزندان

  مرحوم مقدس اشرفي(ره)داراي سه فرزند ذکوربودند که دراينجا به آنها اشاره اي خواهيم داشت:

1-  جناب آقاي شيخ محمد علي مجتهد، معظم له دربهشهر و درپنجم شعبان المعظم سال 1259ديده به جهان گشودند  وبه همراه پدر بزرگوارش هجرت کرده و به بابل آمدند، پس از ارتحال پدر، وي جانشين وي دررتق و فتق امورگرديد (28)  و شيخ محمد حسن معروف به شيخ کبير(ره)متوفي 1345 بخاطراحترامي که براي ملا محمد اشرفي قايل بودند، با آنکه اعظم علماي شهربودند ، ازقبول امامت درمسجد جامع امتنا کرده وآن را به شيخ محمد علي مجتهد(ره) مزبور واگذارفرمودند تا آنکه وي نيز درسال 1324دارفاني را وداع گفتند وشيخ کبير(ره) بعد از او، امامت مسجد جامع را پذيرا  شدند.

2-  شيخ جعفرشريعتمدار اشرفي که در 15رجب سال 1263 دربهشهر متولد گرديد و در همانجا  ساکن بود و در چهارم رجب 1322وفات نموده و در بهشهر مدفون گرديدند. (29)

  شيخ جعفر مذکور داراي پسري بنام شيخ محمد حسن (ره) بودند که بعدها از علما و مجتهدين  صاحب  نام مازندران گرديدند، چنانچه در بعضي ازکتابهاي رجال از وي تجليل شده و آمده است: ((وي مجتهدي جليل، عالم و اديبي فاضل است که به نجف اشرف هجرت کرده و از اساتيد آن استفاده کرد و به  درجه اي  از فضل و کمال رسيد و به وطن مراجعت نمود و متصدي امور شرعيه گرديد و در سال 1372ارتحال نمود...)) (30)

  يادآور مي شود: مرحوم حاج شيخ محمد جوادحجتي متوفي 1375شمسي که ازدانشمندان معروف مازندران بوده اند، ازفرزندان شيخ محمد حسن(ره)مذکور مي باشند.

3-  آقا محمد صادق ازديگر فرزندان مرحوم مقدس اشرفي(ره) بوده اند که درجمادي الثاني 1267دربهشهر متولد و در پنجم  محرم 1298 ق درحيات پدر دارفاني را وداع گفته و جنازه اش به نجف  منتقل گشته و در آنجا بخاک سپرده  شد.(31)

 

پاورقي

--------------------------------------------------------------

1-  حبيب آبادي، مکارم الآثار، ج3، وقايع سال 1219- بامداد، مهدي،شرح حال رجال ايران ، ج3، ص223

  - دردايره المعارف تشيع، ج2، ص196وي رامتولد 1225نوشته است.

2- شيخ آقابزرگ تهراني، الکرام البرره، ج2ص672و762.

3- مکارم الآثار، ج3، وقايع سال1219- ريحانه الادب، ج1، ص128.

4- معجم رجال الفکرو الادب في النجف، ج3، ص1141.

5-همان؛ ومکارم الآثار، ج3، وقايع سال1219قمري؛ روزنامه جهان اسلام24/10/1371، ص10.

6- فوايدالرضويه ص628- اعيان الشيعه، ج9، ص407- مآثروآثارص143.

7- رازي، محمد، گنجينه دانشمندان، ج3،ص161.

8- لباب الالقاب، ص108

9- نسخه مخلوط نقباي البشر

10- فوايد الرضويه، ص628

11- ريحانه الادب، ج1، ص128

12- اعيان الشيعه، ج9

  13- مکارم الآثار، ج3، وقايع 1219 قمري

  14- قصص العلما، ص123.

  15- احسن الوديعه، ج1، ص124

  16- تاريخ مازندران مهجوري، ج2، ص180 و193

  17- اعتماد السلطنه، محمد حسن خان، تاريخ طبرستان، ص308

  18- همان

  19- اميني، معجم رجال الفکروالادب في الانجف، ج3، ص1141- نقباي البشر، مخلوط

  20- ميرزا محمد تنکابني، قصص العلما، ص123.

  21- همان.

  22- رازي محمد، گنجينه دانشمندان، ج3، ص161

  23- ميرزا محمد تنکابني، قصص العلما، ص123.

  24- همان

  25- ريحانه الادب، ج1، ص128- الذريعه، ج2.

  26- همان- الذريعه ج14- نقباي البشر(نسخه مخلوط)

  27- طيار، محمود، مرزداران فقاهت، ص181

  28- همان- نقباي البشرمخطوط

  29- مکارم الآثار- فوايدالرضويه- ريحانه الادب- الذريعه، ج14.

  30  مکارم الآثار، وقايع سال 1219.ق؛- دايره المعارف تشيّع، ج2، ص196

  31- همان

  32- اميني، معجم الرجال الفکر والادب في النجف، ج3، ص1141

  33- مکارم الآثار، ج3،همان دايره المعارف تشيع، همان

تعداد بازدید 24

 

 
زندگی نامه حضرت آیت الله حاج سید صابر جباری امام جمعه بهشهر

 

حضرت آیت ا… سید صابر جبّاری در نهم فروردین ۱۳۱۷ در روستای متکازین از توابع شهرستان بهشهر در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشودند. پدر ایشان، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد جبّاری، که خود در کسوت روحانیت بودند از کودکی به تعلیم فرزندشان همّت گمارد؛ به طوری که ایشان در ۱۲ سالگی سطح مقدماتی علوم اسلامی را آموخته و آماده ی کسب معارف بالاتر شدند؛ لذا به حوزه ی علمیه ی کوهستان بار سفر بستند و نزد علمایی چون آیت الله العظمی کوهستانی، حجج اسلام سمچولی و سید زکریا حسینی متکازینی به تحصیل علوم حوزوی پرداختند.

ایشان در سن ۱۴ سالگی توانستند جایزه ی ادبیات عرب در صرف و نحو را از دست عالم بزرگوار، آیت الله العظمی کوهستانی دریافت کنند. مدتی بعد به حوزه ی علمیه ی نوکنده نزد آیات عظام نصیری و ربانی رفته و قریب به یک سال بعد راهی حوزه ی علمیه مشهد شدند. سفر به مشهد باعث تلمّذ ایشان نزد اساتید بزرگی چون آیت الله ادیب نیشابوری و آیت الله مهدوی دامغانی شد؛ لکن ایشان که تحصیل در قم را در اندیشه می پروراندند، بعد از توقفی کوتاه در حوزه ی علمیه نوکنده، در سال ۳۷-۱۳۳۶ راهی قم شدند و دریچه ی فهم علوم اسلامی خود را با حضور در درس خارج فقه مرجع جهان تشییع، آیت ا… بروجردی، هرچه بیشتر گشودند. به طوری که با کسب نمره ی عالی در امتحان خارج فقه آن مرحوم مفتخر  دریافت شهریه از این درس نائل شدند. پس از آن با حضور در درس آیات عظام فاضل لنکرانی ،نوری همدانی ،مشکینی ،سلطانی ،شاهرودی ،حضرت امام خمینی(ره) ،مرعشی نجفی ،گلپایگانی ،میرزاهاشم آملی ،علامه طباطبایی ،بهجت و… مدارج عالی علوم اسلامی را آن چنان سپری کردند که در سال ۱۳۴۰ در سن ۲۴ سالگی به درجه ی رفیع اجتهاد نائل آمدند و از همان زمان در سطوح عالیه ی فقه و اصول در حوزه ی علمیه قم مشغول تدریس شدند.

این عالم بزرگوار علاوه بر حضور در صحنه های عالی علمی، مجاهدی نستوه در زمان طاغوت و ۸ سال دفاع مقدس بودند. از نیمه ی سال ۱۳۴۱ تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی در معیت علمای وارسته ی مازندرانی چون شهید مجاهد آیت الله هاشمی نژاد، آیت الله جوادی آملی، مرحوم آیت الله صالحی مازندرانی، مرحوم آیت الله هادی روحانی و … به مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی پرداختند.

در سال ۱۳۴۲ در درگیری روحانیون با ساواک در مدرسه ی فیضیه ی قم حضور داشتند و قبل از آن نیز در تجمّعی که طلّاب در قم به علت بازداشت حضرت امام (ره) به راه انداخته بودند، سیلی محکمی به گوش رئیس شهربانی وقت به دلیل انداختن قرآن از دست یکی از روحانیون زدند و همین باعث درگیری شدید بین طلّاب و عمّال رژیم فاسد پهلوی شد.

ایشان در سال های قبل و بعد از انقلاب همواره جهت تبلیغ به شهرهای مختلف کشور از جمله مشهد ، گرگان ، سمنان ، دامغان ، فومن ، اراک ، خوانسار، آمل، فریدونکنار، محمودآباد، توابع قم و … رفتند و در روشنگری مردم نسبت به مسائل روز جامعه نقش مؤثّری داشتند؛ چنانکه هنگام به ثمر نشستن پیروزی انقلاب در فریدونکنار ، مردم به اتفاق ایشان شهربانی شهر را تسخیر و نیروهای آن را خلع سلاح کردند.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۹ از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ـ حضرت امام خمینی (ره) ـ به سِمَت امامت جمعه ی شهرستان بهشهر منصوب شدند. در همان ایّام آغازین که عراق، جنگی نابرابر را بر ما تحمیل کرد. حضرت آیت الله جباری ، برای بازدید از مناطق جنگی تا سر پل ذهاب رفتند. این توجه ایشان به وضعیت جنگی کشور باعث شد علاوه بر تلاش برای پشتیبانی رزمندگان در پشت جبهه، ۱۹ بار نیز به مناطق جنگی غرب و جنوب کشور، برای بردن کمک های مردمی و اطّلاع از وضعیت رزمندگان از یگان های ارتش و سپاه حتی تا خطوط مقدم رخت عزیمت ببندند.

در تأیید زحماتشان در ۸ سال دفاع مقدس، همین بس که بیش از نیمی از شهدای شهرستان های بهشهر و گلوگاه در وصیت نامه های جهادی و انقلابی خود تاکید کرده اند ایشان بر اقامه نمازشان را بر عهده بگیرد و سخنران مراسمشان باشد؛ و ایشان هم به شایستگی پاسخ این محبّت را با اقامه ی نماز برای قریب به اتفاق شهدای این دو شهرستان داده اند. همین الفت میان ایشان و شهدا باعت شد که پس از پایان جنگ تحمیلی، ارتباط نزدیک با خانواده ی شهدا و بسیجیان ادامه یافته که تجلی این ارتباط صمیمانه را با حضور در یادواره های شهدای شهرستان بهشهر شاهد بوده ایم.

۲۰ هزار سخنرانی ایشان در حوزه های مختلف اجتماعی، علمی، سیاسی و … نیز شاهد خوبی بر ارتباط نزدیک این بزرگوار با مردم و حضور در محافل عمومی مانند یادواره ها وهیات های مذهبی می باشد.

ابتکارات ویژه ی ایشان ، راه اندازی دسته جات عزاداری در شب شهادت ائمه معصومین(ع) و حرکت به سوی مسجدی که به نام آن امام همام مزین شده است از جمله اقدامات در راستای نشر محبت ورزی و ارادت به آستان اهل البیت علیهم السلام در میان توده های مردم قلمداد کرد.

حضور فعال این عالم خستگی ناپذیر در عرصه های مختلف باعث شد تا در سال ۱۳۷۵ به انتخاب مردم ولایتمدار استان مازندران به مجلس خبرگان راه یابند و تاکنون نیز در این کسوت به خدمت مشغول باشند. علاوه بر آن، عضویت در شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ی استان مازندران و نیز قائم مقامی شورای مدیریت حوزه های استان مازندران نیز در زمره ی مسؤولیت های ارزشمند این عالم بزرگوار می باشد.

ایشان در مدت ۳۰ سال گذشته هرگز جلسات درس و بحث علمی را تعطیل نکردند و علاوه بر اینکه رئیس حوزه ها ی علمیه ی امام صادق (ع) ، چهارده معصوم ، جبل النور و قدسیه ی شهرستان بهشهر می باشند، خود نیز به تدریس خارج فقه و اصول، اعجاز علمی قرآن مجید، تفسیر و اخلاق در حوزه، دانشگاه و نهادهای مختلف از جمله جهاد، سپاه و … مشغول می باشند. علاوه بر این پژوهش های زیادی از این عالم بزرگوار از جمله کتاب «اعجاز الدلیلین»  بجا مانده که امید است به زودی در اختیار عموم قرار بگیرد.

ایشان در سال های بعد از انقلاب بانی خدمات عام المنفعه ی زیادی بودند که از آن جمله می توان به ساخت مدارس، مساجد و اماکن مذهبی متعدد، پیگیری جدّی برای ساختن بیمارستان های امام خمینی(ره) و شهدای بهشهر، ایجاد دانشگاه علم و فناوری مازندران، تداوم و بقاء دانشگاه پیام نور، ایجاد درمانگاه و خانه های بهداشت و از همه مهم تر ساخت مسجد جامع و مصلاّی بزرگ شهرستان بهشهر و… اشاره کرد.

و سرانجام این عالم عامل پس از سال ها تلاش، مبارزه، مجاهدت و همراهی با مردم در ساعت ۶صبح ۹۳/۰۶/۱۰ پس از اقامه نماز صبح روح بلند و عرشی اش به ملکوت اعلی پیوست.

 

تعداد بازدید 25

زندگینامه استاد والامقام علامه حاج شیخ ابوالحسن ایازی(ره)
بسمه تعالی
مرد ایمان و خدا بود آیت ا... ایازی         هم عزیز و کبریا بود آیت ا... ایازی

عالم فرزانه ای کز راه احسان نکو           مأمن و مأوی دلها بود آیت ا... ایازی

مقدمه:

فقهای بزرگوار شیعه و علماء اعلام دین در عصر غیبت کبری حضرت ولیعصر (عج) آن آفتاب نهان و پنهان پشت ابر تیرة زمان مسئولیت بزرگ تعلیم آئین و ترویج شریعت و حمایت و هدایت اهل ایمان را از طرف حضرت حجت بن الحسن العسکری (ارواحناله الفداء) بعهده دارند و بعون الله تعالی وظیفة خود را در حد قدرت و امکانات و بر حسب شرایط و اقتضائات انجام داده و با تشکیل و ادارة حوزه های علمیه و مجامع و جوامع تعلیمی و تبلیغی و ارشادی و جهات لازم دیگر با قلم و زبان عمل به تکلیف نموده و می نمایند.

در اینجا زندگینامه یکی از این اختران فروزان سپهر با برکت و یکی از شاگردان برجستة مدرسه فقاهت جعفری و یکی از استوانه های عظیم و اساسی خدمت و ترویج از مذهب نورانی شیعه حضرت آیت ا… علامه ایازی(ره) جهت گرامیداشت از مقام بلند و معنوی ایشان تنظیم و تقدیم شما می گردد.

 

از تولد تا رحلت:

 

عالم جلیل القدر و شخصیت کم نظیر خطه سرسبز استان مازندران مرحوم حضرت آیت ا... العظمی علامه حاج شیخ ابوالحسن ایازی(ره) فرزند مرحوم آیت ا... حاج شیخ حیدر ایازی(ره) در سال 1310 ش در مازندران شهر رستمکلا دیده به جهان گشود ایشان پس از طی مراحل ابتدایی تحصیل و فراگیری ادبیات نزد والد گرانقدرش وارد حوزه علمیه کوهستان شد و چندین سال از محضر حضرت مرحوم آیت ا... کوهستانی (ره) کسب علم نمود و مدتی کوتاه هم در حوزه علمیه ساری بهره جست معظم له برای ادامه تحصیل همزمان با زعامت پر برکت حضرت آیت ا... بروجردی(ره) بر مرجعیت جهان اسلام وارد حوزه علمیه قم گردید و از محضر حضرات آیات بروجردی امام خمینی و علامه طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) بهره برد.

پس از 12 سال بنا به نظر و پیشنهاد استاد عارف حضرت آیت ا... کوهستانی (ره) وارد حوزه علمیه پر آوازة نجف اشرف شد و در جوار تربت پاک امام علی (ع) از محضر بزرگانی همچون آیات عظام سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی سید محمود شاهرودی میرزا باقر زنجانی و میرزا هاشم آملی بهره مند گردید و در سن 30 سالگی موفق به اخذ اجتهاد گردید.

گفتنی است که هزینه تحصیل نجف اشرف معظم له توسط مرحوم والدشان شیخ حیدر ایازی(ره) ارسال می شد چون که در حوزه های علمیه شهریه مرتبی  نداشتند پس از ارتحال والد گرامیشان وقفه ای در ارسال وجوه به نجف ایجاد شد که این امر باعث گردید کرایه منزل ایشان چند ماه به تأخیر بیفتد این مطلب را که بعضی از دوستان ایشان متوجه شدند به استادشان مرحوم آیت ا… میرزا هاشم آملی(ره) گوشزد کردند، روزی پس از اتمام درس مرحوم آیت ا... میرزا هاشم آملی (ره) به ایشان فرمودند : « من از وضع معیشتی شما پس از رحلت والدتان مطلع می باشم، اگر اجازه می دهید من کرایه خانه شما را از آیت ا... سید محسن حکیم(ره) دریافت کنم و این کار را بنده در مورد سایر طلاب انجام می دهم». مرحوم آیت ا... ایازی(ره) در جوابشان فرمودند:«خداوند تا به امروز رزق و روزیم را از طریق خاصی می داد و شاید این وقفه ای که پیدا شده به منظور امتحان باشد اگر صبرم را از دست بدهم، « شاید خداوند برای همیشه آن راه را مسدود کند لذا هرگز راضی نیستم که شما چنین کاری  را برایم انجام بدهید. این پاسخ چنان تأثیری را بر روح مرحوم آملی( ره) گذاشت که بعدها اظهار فرمودند: اگر آیت ا... ایازی از شاگردان حلقه درس من بود اما در عرصه اخلاق استاد من بودند».

معظم له پس از 8 سال تلاش مستمر و آگاهانه در حوزه بزرگ نجف اشرف و بهره گیری از محضر اکابر و اقطاب علم و عمل و دست یابی به مراتب والای علمی و عرفانی و رسیدن به مراتب عالی اجتهاد بنا به دعوت استاد گرانقدرش مرحوم آیت ا... کوهستانی(ره) و تقاضای مردم مازندران در سال 1341 شمسی به همراه فرزندان و همسر مکرمه اش به موطن خود رستمکلا مراجعت نمود، با رسیدن ایشان به زادگاهش استاد عظیم الشأن حضرت آیت ا... کوهستانی (ره) از نخستین کسانی بودند که به دیدارشان آمدند و فرمودند: « از آنجا که دوران کهولت را سپری می نمایم همواره نگران تداوم نیافتن تلاش دهها ساله خویش در امر اداره حوزه علمیه وتربیت طلاب بودم واین نگرانی را داشتم که مبادا این مهم پس از حیات من به زمین بماند وشخصیتی متکفل اداره آن نشود لیکن اینک پس از مراجعت شما از نجف اشرف و شایستگی هایی که در شما سراغ دارم ، خاطرم آسوده گردید وخوشوقتم که این مهم با جدیت و تلاش شما ادامه خواهد یافت . آیت الله ایازی (ره) بعد از شنیدن عرایض آیت الله کوهستانی فرمود : « من تنها برای اقامه نماز جماعت به اینجا نیامده ام بلکه تمام انگیزه تحصیلم تدریس بوده است ودوست دارم در اینجا حوزه ای تحصیل بشود که شعبه ای از حوزه نجف اشرف یا قم باشد» .

مردم رستمکلا هم کمر همت بسته و حوزه علمیه جعفریه را تاسیس کردند که گنجایش 200 نفر طلبه را داشته باشد بعد از درست کردن حوزه از طلاب کسی مراجعه نکرد و معظم له قلباً ناراحت شد ، شب حضرت بقیه الله (عج )را در خواب دید ومشا هده نمود که آیت الله بروجردی هم تشریف دارند تمام حجرات را آن حضرت تحویل گرفته وبعد رو به معظم له کرده وفرمود « آقای ایازی، طلاب را مواظب باش» چند روزی نگذشت که طلاب آمدند و مشغول تحصیل شدند. بیماری معظم له در سال 1378 ش بروز کرده ودر بیمارستان امام خمینی بستری گردیدند و پس از مدتی بهبودی یافتند به فرزند خودشان حضرت آیت الله حاج شیخ محمد جواد ایازی (حفظه الله) فرمودند که از قم به رستم کلا بیایند ومدیریت حوزه را از این زمان به بعد برعهده بگیرند و ایشان هم قبول نمودند مجدداً پس از سه سال بیماری معظم له شدت یافته ودر روز سه شنبه 21 اسفند ماه 1380 .ش در بیمارستان شفا ساری بستری گردیدند سرانجام تصمیم گرفتند آقا را به تهران منتقل نمایند تا با امکانات بیشتری بتوانند به معالجه معظم له بپردازند روز جمعه 24 اسفند ماه ساعت سه عصر آقا را به سوی بیمارستان تهران حرکت دادند ودر بیمارستان کسری اطاق 601 بستری نمودند وتیم پزشکی این بیمارستان پس از مطالعه پرونده وضعیت بیماری معظم له که از بیمارستان شفا ارسال گردیده بود به معالجه ایشان پرداختند ولی این همه معالجات مؤثر واقع نشد چون تقدیر چنین رقم زده شده بود.

روز یکشنبه 26 اسفند ماه برابر با دوم محرم الحرام 1423 . ق خبر تاسف بار ارتحال علامه ایازی (ره) در سراسر مازندران و گلستان پخش شد، ستاد ارتحال در برنامه ریزی هایش ، حرکت پیکر مطهر علامه ایازی (ره) را از تهران به ساری و آنگاه برای تغسیل و تکفین وارد ملامجدالدین ساری نمودند بعد از تغسیل و تکفین جنازه را به بیمارستان امام خمینی (ره) شهرستان بهشهر انتقال دادند. ساعت 30/9 روز سه شنبه 28 اسفند ماه پیکر پاک علامه ایازی (ره) با حضور دهها هزار نفر از مردم  برخی از شهرهای استان مازندران و گلستان از بیمارستان امام خمینی (ره) بهشهر حرکت داده شد وساعت 11 صبح به جلوی پارک ملت آورده شد و در آنجا نماز بر پیکر پاک آنمرحوم توسط فرزند ارشدش مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد رضا ایازی (رض) اقامه گردید.

پس از اقامه نماز  حضرت  آیت الله سید جعفر کریمی (حفظه الله ) نماینده مقام معظم رهبری سخنانی ایراد نمود وبعد از آن حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ صفرعلی پیشنمازی از طرف بیت مرحوم علامه ایازی (ره ) به عنوان قدردانی از شرکت کنندگان در تشییع جنازه سخنانی ارائه نمودند وپس از آن جنازه را برای تدفین بسوی رستمکلا حرکت دادند و هرچه برادران نیروی انتظامی سعی کردند که جنازه را تحویل بگیرند مردم این کاررا انجام ندادند ، در بین راه به خاطر طولانی بودن مسیر آیت الله زاده ها از مردم تقاضا نمودند تا جنازه را از روی دستها به ماشین انتقال بدهند، ولی باز مردم قبول نکردند وجنازه را بر بالهای ملکوتی خود گرفتند و مسیر 15 کیلومتر را با پای پیاده طی نمودند وآنگاه با وداع همگانی ساعت 30/4 عصر پیکر مطهر مرحوم علامه ایازی (ره) را در حیاط حوزه ومسجد به خاک سپردند. شنبه سوم فروردین ماه 1381 .ش روز هفتم آن مرحوم اعلام گردید ، در این روز مراسم با تلاوت کلام الله مجید شروع شد وسپس با مداحی ومرثیه سرایی مداحان ادامه پیدا کرد بعد آیت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله ) به ایراد سخنرانی پرداختند در پاره ای از سخنان خود فرمودند : «آیت الله ایازی (ره ) یک شجره طوبی هفتاد ساله ایست که میوه های فراوان دارد ، هفتاد سال با قداست ، طهارت ، معنویت و عدالت زندگی کرد» . پس از ایراد سخنرانی نماز ظهر به امامت حضرت آیت الله حاج شیخ محمد جواد ایازی ( حفظه الله ) برگزار گردید بعد از نماز معظم له بعنوان قدردانی از مردم سخنانی ایراد نمود ، در پاره ای از سخنان ایشان آمده است : « ابتدای سخنم که آیه شریفه « ان الصفا والمروه من شعائر الله » را خواندم برای این بود که یکی از برادران طلبه به من گفت مرحوم آقا عجب جای خوبی به خاک سپرده شد اشاره به مدرسه و مسجد نمود و افزود که آن صفا واین مروه که همواره بین این دو مکان در حرکت بوده است، بعد از سخنان ایشان نماز عصر اقامه گردید .

پنجشنبه پنجم اردیبهشت ماه روز اربعین این عالم فرزانه اعلام گردید در این روز هم مراسم به نحو با شکوهی برگزار گردید و دراین مراسم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای ناطق نوری ( ریاست محترم دفتر بازرسی مقام معظم رهبری و عضو تشخیص مصلحت نظام ) به ایراد سخنرانی پرداختند و در پاره ای از سخنان ایشان آمده است : « مرحوم ایازی (ره) یک روحانی بود ، هم ملا و مجتهد و مدرس بود ، هم استاد اخلاق بود ، هم فاضل ، هم متدین ، هم خوش فکر وبه طور کلی اهل دنیا نبود ، همان وصفی را که بیرون منزل داشت که بنده دیدم وشما هم دیدید در اندرونی هم همان بود » در قم ، مشهد و شهرهای مازندران هم مجلس گرامیداشت یادوخاطره ایشان برگزار گردید .

 

ویژگیهای اخلاقی و رفتاری واجتماعی معظم له :

 

 1- عدم بروز مقام علمی ، معظم له با آن همه علم و فضل و کمال هیچ ادعایی نداشت با آنکه از استادان خود اجازه اجتهاد دریافت کرده بود ولی کسی از اجازه نامه های معظم له اطلاعی نداشت چونکه به کسی نشان نداده بود وبه همین خاطر مقام علمی ایشان از نزدیکان و شاگردانش مخفی مانده بود .

2- زهد ورزی ( عدم توجه به زخارف دنیا ) ، اگر ما درست دقت کنیم می یابیم که شخصیت مرحوم علامه ایازی (ره) بدون تردید از زاهدان کم نظیر معاصر بوده است در خوراک و پوشاک بسیار ساده ، در مسکن بسیار ساده تر ، چونکه خانه ایی که در آن زندگی می کرد وقفی بوده و بیش از یک ونیم قرن از قدمت آن می‎گذرد، فرشی که بر روی آن می نشست در تابستان حصیر و در زمستان نمد بوده است .

آری معظم له از مادّیات و لهو و لعب دنیوی کناره گیری کرده و با ساده زیستی خود رفتار اهل بیت (ع) را ترویج می نمود و با مشی علوی دین را تبلیغ عملی می کرد،سرمایه اش تقوا وعلم ودلسوزی برای محرومین بود و به چیزی جز فنا فی ا... نیندوخت. راهش را با بصیرت می پیمود و در مقابل جهالتها ، ملامتها یا افراد گمراه وکج اندیش صبور و پر تحمل بود مجالست با او انسان را به خدا و اهل بیت (ع ) و آخرت راهنمایی می کرد و برای افراد درمحضرش احساسی جز احساس اخروی وجود نداشت .

3- قلب سلیم ، بنا بر فرموده امام صادق (ع) آن قلبی است که از حب دنیا سالم باشد چرا که بنا به فرموده رسول گرامی اسلام (ص): « حب الدنیا راس کل خطیئه » می باشد چون حب دنیا در وجود این مرد الهی و آسمانی هرگز دیده نشده ولذا دارای قلبی سلیم ومهربان بوده اند .

4- تواضع نسبت به افراد، این خصلت در وجود همه افراد وجود دارد ولی در ایشان در حد بسیار فوق العاده ایی بوده است ، نسبت به عموم مردم به میزان شخصیت فکری و اجتماعی و سنی آنان احترام می گذاشت وکراراً دیده شده دست کسانی را که سمت استادی بر ایشان در دوران طفولیت داشته اند می بوسید.

5- ابراز مهربانی و محبت بویژه نسبت به نسل جوان و طلاب ، افرادی که در کانون خانواده مواجه با فقر و کمبود محبت بودند آن بزرگوار با ابراز محبتهای پدرانه و زاید الوصف خود جبران می فرمودند ، در یکی از شبهای سه شنبه سال 1379 معظم له بعد از درس اخلاق متوجه شده اند که پدرم مدت هفت سال قبل از دار دنیا رفته است فلذا بلا فاصله دست محبت بر سرم کشیده ومرا در آغوش گرفته وفرمودند « پسرم علیرضا جان ناراحت نباش اگر پدرت از دنیا رفته ، ایازی که نمرده است. »

6- مراقبت در گفتار ، محضر ایشان به هیچ وجه محضر لغو وطرح سخنان بیهوده نبودحضرت علی (ع) فرموده است : « کل قول لیس فیه ذکر فهو لغو » ایشان با توجه به دارا بودن مرتبه عالیه ای از ایمان ، همواره به تمام حرکات و سکنات و سخنان خود توجه و مراقبت کامل داشتند و حتی به ریزترین سخنان و تعبیرات و کردار خود به دقت توجه می کردند .

7- تقوا در مصرف وجوهات شرعی وموقوفات ، به طوری که معظم له برای درست کردن مسجد و حوزه حتی یک دینار هم از سهم امام مصرف نکرده اند .

8- مهمان نوازی ، معظم له شخصیتی خداگرا و مردم دوست بودند و  بیشتر مردم استان مازندران حتی بعضی از مردم استانهای دیگر از هر طبقه اجتماعی با خصوصیات اخلاقی و معنوی ایشان آشنا بوده و از محضر مبارکش بهره می بردند از ارشاد و دلسوزی برای مردم در طول حیات با برکت خود دریغ نمی کرد، همواره پناهگاه عموم مردم خصوصاً اقشار محروم و مستمند جامعه بود، در ضمن ایشان به مهمان نوازی شهرت داشتند چه یک مهمان وچه بیشتر، شخصاً با آنان هم سفره می شد . شخصی به معظم له گفتند : اگر به بنده پول بدهند نزد این افراد غذا نمی خورم، اما ایشان فرمودند: « به من اگر پول بدهند باز هم نزد آنها غذا می‎خورم» و غیره.

خلاصه اینکه معظم له بینش عمیق و نگرش وسیع در مسائل روز داشته ، او را از اشتباه مصون نگه می داشت، مرزبانی بیدار و مدافع حقیقی اندیشه های اهل بیت (ع)  بود خدمتگزاری راستین ، مرشدی متخلق به اخلاق ا..  پیر راستین امام در تمام دوران بود حتی آنجا که فرمود ((اصل همه اصلها در همه نسلها ولایت فقیه است )) . آری انسان با این عظمت علمی واخلاقی که حتی خود فرمود: بنده درسیرو سلوک به مقا م پادشاهی (خلیفه اللهی ) رسیدملایق است بالغ برچهارهزار روحانی تحویل به عا لم اسلام و تشیع  بدهد که هم اکنون عدّه ای ازآنها احیاناً از مراجع ، قضات و اساتیدحوزه و دانشگاه و غیره اند که از میان آنها می توان به  مرحوم آیت الله صالحی مازندرانی (ره) ، حضرت آیت الله سید موسی صالحی ( مدیر محترم حوزه علمیه سعادتیه ساری )، حضرت حجت الاسلام گواهی ( نماینده ارشد مقام معظم رهبری در لشگر 25 کربلا )، حجه الاسلام طا لبی( رئیس کل دادگستری مازندران)، مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمد رضا ایازی (ره) ( فرزند ارشد معظم له و رئیس سابق دادگاه تجدید نظر مازندران و رئیس کل دادگستری استان گلستان ) ، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد جواد ایازی ( حفظه الله ) ( فرزند معظم له و مدیر محترم حوزه علمیه جعفریه رستم کلا)  اشاره نمود .

آثار قلمی که از ایشان به یادگار مانده وهنوز متاسفانه به زیور طبع آراسته نشده عبارتند از : 1- یک دوره فقه معاملی در پنج دفتر ، تقریرات درس خارج مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملی (ره) که به عربی نوشته شده است 2- یک دوره اصول فقه در سه دفتر تقریر دروس خارج اصول آیت الله میرزا باقر زنجانی (ره) که به عربی نوشته شده است 3-دیوان اشعار فارسی 4- هدیه الانوار دیوان اشعار عربی که به اقتضاء از الفیه ابن مالک در قواعد زبان عربی سروده است وخود نیز آن را ترجمه کرده است 5- زندگینامه خود نوشت که شامل سه دفتر است که شرح زندگی از دوران کودکی وخصوصیات محیط زندگی و ایام تحصیل از مازندران تا قم وتانجف و سایر حوادث عبرت آموز زندگی است.

گفتنی است معظم له دارای پنج فرزند بوده که سه تن از آنها دختر و دو تن دیگر پسر می باشند که پسر ارشد معظم له مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمدرضا ایازی(ره) رئیس سابق دادگاه تجدید نظر استان مازندران و ریاست کل دادگستری استان گلستان بوده که در آذرماه 1381 بر اثر سانحه تصادف از دنیا رفته ودیگری حضرت آیت الله حاج شیخ محمد جواد ایازی (دامت افاضاته ) ریاست محترم حوزه علمیه جعفریه رستمکلا می باشد .

در ضمن مرحوم استاد علامه ایازی (ره) را نمی‎توان در چند کلمه یا چند صفحه شناساند ایشان در آن چیزهایی که گفته اند خود را کاملاً شناسانده اند و ما هر چه بگوئیم جز تکراری از مکررات نخواهد بود ولی آن را تکرار می کنیم تا یاد آور نام و راهش باشیم.

 

سخنان معظم له:

 

      ×        هیچ کس از خدا بی نیاز نیست، حساب جهان و اعمال انسان بالاست و نمی‎توان جز او اندیشید.

      ×        دعا برای توفیق در کارها و حل شدن مشکلات است.

      ×        کارها باید با توکل آغاز شود و با توسل به ائمه اطهار(ع) پایان پذیرد.

   ×    من هر وقت نام ابوالحسن را در کتاب مطالعه می کنم و یا می شنوم اولین چیزی که در ذهنم تداعی می شود قربت و مظلومیت آقا امیرالمؤمنین علی(ع) است.

      ×        عاشورا یک معجزه باقی ماندنی است که برای هر نسل و برای هر انسانی این واقعه را بازگو می کند.

      ×        انقلاب اسلام همانند انقلاب های دیگر بر سه پایه استوار است: رهبر، مکتب و امت.

      ×        اصل همة اصلها در همة نسلها ولایت فقیه است.

      ×        آزادترین حلقوم روی کره زمین، حلقوم امام خمینی(ره) است.

   ×    اگر روزی دشمن موفق شود ولایت فقیه را از این نظام بگیرد در واقع اسلامیت نظام ما را گرفته است و با رفتن ولایت فقیه، اسلام هم می رود.

      ×        باید بر مظلومیت ولایت، به جای اشک، خون گریست.

      ×        شخصی که امروز در کشور قائمه هست و نظام را حفظ می کند مقام معظم رهبری است.

   ×    فرزندانم خوب  باشید که  خود حضرت مهدی (عج) به سراغ شما می آید و نیاز نیست شما دنبال او بچرخید (چون اوگم نشده تا پیدا شود بلکه خود را گم کرده ایم و باید خودمان راپیداکنیم).

      ×        نماینده مردم به کسی نامند، که خود را خدمتگزار مردم نامد.

 

سخنانی که در مورد ایشان آمده است:

 

      ×        آیت ا... بروجردی(ره): آقا ابوالحسن ایازی از نخبه ترین طلبه ای است که در جمع ماست.

      ×        آیت ا... فاضل لنکرانی: اگر آیت ا... ایازی در قم می ماندند امروز یکی از مراجع عظام بودند.

      ×        آیت ا... حسن زاده: سالها بطول می انجامد تا شاید مثل آقای کوهستانی و آقای ایازی بوجود آیند.

      ×        علامه جوادی آملی: می شود 5 سال به زهد و تقوای ایشان زندگی کرد اما 70 سال کار هر کسی نیست.

   ×    حضرت آیت ا....العظمی  بهجت : حضرت در پرسش طلبه ای که آیا معظم له را می شناسید فرمود : هنوز توفیق نیافتم خدمت این  بزرگ  برسم .

      ×        آیت ا... نظری: ایازی شاگرد برجسته مدرسه فقاهت جعفری و پشتوانه مذهب شیعه بود.

      ×        آیت ا... صالحی: حضرت استاد در تمام ادوار زندگی هدفش فقط اسلام بود.

   ×    حجت الاسلام سید عنایت ا... دریاباری(از اساتید حوزه علمیه قم): هیچگاه از خودش تعریف نمی کرد و اهل تظاهر و ریا نبود.

   ×    حجت الاسلام حاج شیخ محمدرضا ایازی(ره): علامه ایازی دارای صفات و سجایای برجسته ای بودند که بنده به جرأت ادعا می کنم که در طول زندگی خود شخصیتی مشابه ایشان را از حیث جامعیت ندیده ام.

   ×    آیت ا... حاج شیخ محمد جواد ایازی(حفظه ا...): آیت ا.. ایازی(ره) به معنای واقعی کلمه به زخارف دنیوی و مادی بی اعتنا بود.

   ×    حجت الاسلام مروی(معاون اول قوه قضائیه): به خدا قسم اگر ایران را بگردیم نظیر آیت ا... ایازی(ره) را خیلی کم می توانیم. پیدا کنیم.

      ×        حجت الاسلام ناطق نوری: حضرت آیت ا... ایازی(ره) خلاء حضرت آیت ا... کوهستانی را به زیبایی پر کرده بود.

       ×         آیت ا... طبرسی: تجلیل مردم از تشییع پاک آیت ا... ایازی(ره) واقعاً یک تجلیل بی سابقه بود.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

شادی روح ایشان و فرزند دلبندش صلوات

تعداد بازدید 19

مولود مبارک

 در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 ه.ش ) در روستای کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکی چشم به جهان گشود که سیمای ملکوتی اش آینده ای بس درخشان را نوید می داد.

 نامش را به نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم « محمد » نهادند تا به برکت نام آن حضرت، منشأ حرکت سازنده و حیات بخش در جامعه آینده گردد.

 پدر

پدرش عالم پارسا و فقیه وارسته آیت الله  محمد مهدی کوهستانی از عالمان برجسته و با فضل به شمار می آمد.

[ ادامه خبر ] تعداد بازدید 64